الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥٧ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
حشر و بعث ، و نزد كافر ؛ رؤيت و ديدن است ، و گاهى ظنّ كافر يقين است ، مانند آيهء :
* ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها ) * يعنى : يقين كردند كه با آن مواجه خواهند شد .
و امّا آيه اى كه خطاب به منافقين است : * ( وَتَظُنُّونَ بِالله الظُّنُونَا ) * اين يقين نبوده و شكّ و ترديد مىباشد ، پس لفظ ظاهرا يكى است و در باطن با هم مخالفند ، و همچنين است آيهء : * ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ) * ، يعنى : تدبيرش مستقرّ و كارش بالا گرفت ، و آيهء : * ( وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله ) * ، و * ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * و * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ ) * ، هر آينه بدين آيات قصد دارد به تمام خلايق بفهماند كه قدرتى كه به امناى دين و واليان شرع عطا فرموده مستولى بر همهء ايشان است و اينكه فعل او همان فعل ايشان است .
در اين مطلب خوب فكر كن ، و من بر شرح آن مىافزايم تا سينهء تو و هر كه پس از تو دچار اين شكّ و ترديد مىشود را خنك و سرد نمايم ، تا مبادا كسى را براى پاسخ به آنها نيابد ، زيرا طغيان دشمنان و فتنهء ايشان سبب اضطرار و اضطراب أهل علم به تأويل قرآن شده آن را مكتوب و محجوب كنند ، و اين از ترس أهل ظلم و بغى نمايند .