الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٧ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
و كرامت بخشيد و براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد ، و خداوند براى ما نخواست كه نبوّت و خلافت را جمع نمايد .
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : آيا جز تو فرد ديگرى از اصحاب اين كلام را شنيده ؟
عمر گفت : خليفهء رسول خدا راست گفت ، ما نيز اين سخن را از آن حضرت شنيديم ، و در پى او أبو عبيده و سالم مولا حذيفه و معاذ بن جبل نيز سخن أبو بكر را تصديق نمودند .
حضرت امير عليه السّلام فرمود : براستى همهء شما به آن صحيفهء ملعونه اى كه در خانهء كعبه منعقد كرده و هم عهد شديد ، كه پس از رحلت پيامبر خلافت را از ما خانواده دور كنيد .
أبو بكر گفت : از كجا اين خبر بتو رسيده ؟ آيا ما بتو گفتيم ؟ حضرت خطاب به يارانش فرمود : اى زبير و اى سلمان و تو اى مقداد همهء شما را به خدا و حقيقت اسلام قسم مىدهم آيا شما نشنيديد كه رسول خدا اين مطلب را بمن تذكَّر داد كه فلانى و فلانى - تا اينكه تمام آن پنج تن را نام برد - ميان خود نامه اى نوشته و تعهّد نمودهاند كه پس از من با خلافت علىّ مخالفت كنند ؟ ! همگى آن سه نفر گفتند : بخدا آرى ، همهء اين مطالب را ما نيز شنيديم . و شخص شما پس از شنيدن اين سخن رسول خدا عرض نمودى : پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا ،