الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٣ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
خلقتش با چشم و انديشه درك نمىگردد ، نگاه كنيد چگونه روى زمين راه مىرود و براى بدست آوردن روزيش تلاش مىكند ؛ دانهها را به لانه نقل مىنمايد و در جايگاه مخصوص نگهدارى مىكند . در فصل گرما براى زمستان و به هنگام امكان ، براى زمانى كه جمع كردن برايش ممكن نيست ، ذخيره مىكند ؛ روزيش تضمين گرديده و خوراك لازم و موافق طبعش آفريده شده ، خداوند منّان از او غفلت نمىكند و پروردگار پاداش ده محرومش نمىسازد ، گو اينكه در دل سنگى سخت و صاف و يا در ميان صخره اى خشك و بىرطوبت باشد ! .
و اگر در مجارى خوراك و قسمتهاى بالا و پايين دستگاه گوارشش و عضلات و اعضايى كه براى حفظ اين دستگاه آفريده و آنچه در سر اوست يعنى چشمها و گوشهايش ، انديشه نمايى در تعجّب فرو رفته و به شگفتى خلقتش اعتراف خواهى كرد و از وصف آن به زحمت خواهى افتاد ! [ و خواهى گفت : ] خداوندى كه مورچه را بر روى دست و پايش برقرار و پيكرهء وجودش را با استحكام خاصّى بنا گذارد ، از همه چيز برتر و بالاتر است ، هيچ آفريننده اى در آفرينش اين حشره با او شركت نداشته ! و هيچ قدرتى در آفرينش آن وى را يارى نكرده . اگر طريق و راههاى خرد را بپيمايى تا به آخر برسى همهء دلايل به تو مىگويند كه :
آفرينندهء اين مورچهء كوچك همان آفريدگار درخت عظيم الجثّهء خرما است زيرا با تمام تفاوتهايى كه دارند هر دو ساختمانشان دقيق و پيچيده است ، و در هر حال موجودات بزرگ