الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤١ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
گفت : خدايا از سر احسان به من پسرى عطا فرما كه پس از من ] متولَّى امور و وارث من و آل يعقوب باشد - مريم : ٥ » و « و سليمان از داود ارث برد - نمل : ١٦ » ، و خداوند در قرآن تا حدّى توزيع و توريث و قسط و قانون فرايض طبقات وارث را بيان فرموده است ، كه موردى براى ترديد و اشتباه باقى نمانده است ، حاشا ! شماها در اين امر از تمايلات نفسانى خود پيروى نمودهايد و ما جز صبر چارهء ديگرى نداريم ، * ( وَالله الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ) * .
أبو بكر گفت : تمام سخنان خدا و رسول راست و حقّ است ، و تو نيز اى دخت پيامبر راست مىگويى ، تو معدن علم و جايگاه هدايت و رحمتى ، تو پايه و اساس دين و حجّت حقّى ، من هرگز سخن تو را ردّ نكرده و منكر كلام تو نيستم ، ولى من بىهيچ عناد و استبداد و ستيزه اى هر چه گفتم با رأى نظر همين جماعت حاضر مسلمان بود و با مشورت ايشان انجام دادم ، و ايشان همگى شاهدند .
حضرت زهرا عليها السّلام رو به جانب مردم نموده و فرمود :
اى جماعت مسلمين كه عجولانه مبادرت به انتخاب امرى باطل و ناصواب نموديد ، آيا پيرامون آيات قرآن هيچ تدبّر و تأمّل نمىكنيد ، يا اينكه دلهاى شما در حجاب و پوشيده شده ، نه اين طور نيست بلكه بدى كردار و اعمالتان بر دلهاى شما غالب گرديد