الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥١٩ - احتجاج آن حضرت بر فردى كه مدّعى بود بيمار از دارو شفا يابد نه از خدا و بر منجّمان قائل به احكام ستارهها ، و بر كاهنان و ساحران
رسول خدا - صلَّى الله عليه و آله - در جواب فرمود : آيا مايلى معجزه اى به تو بنمايانم تا به خوبى دريابى كه هيچ نيازى به طبّ تو ندارم ؟ . گفت : آرى . فرمود : چه معجزه اى مىخواهى ؟ گفت : آن درخت خرماى دور را فراخوان تا از ريشه در آمده و كشان كشان نزد تو آيد .
حضرت فرمود : همين تو را بس است ؟ گفت : نه . فرمود : چه مىخواهى ؟ گفت :
سپس آن را امر كن كه به جاى خود برگشته و داخل همان زمينى شود كه از ريشه در آمده بود . پس معجزهء آن طبيب مو به مو انجام شد .
يونانىّ گفت : اين واقعه كه از محمّد نقل مىكنى من در آنجا حاضر نبودم كه بپذيرم ، ولى من درخواست كمترى از تو دارم ، من از تو دور مىشوم ، مرا بخوان ، و اگر با اينكه مىتوانم تو را اجابت نكنم دعوت تو را پذيرفتم ، اين معجزه خواهد بود .
حضرت فرمود : اين تنها معجزه اى براى تو خواهد بود ، زيرا تو از جانب خود بدان واقفى كه آن را اراده نكردى ، و من اختيار تو را زايل خواهم ساخت بىآنكه از من چيزى خواسته باشى ، تا آن را فقط معجزه اى از قدرت قاهرهء خداوند بدانى ، و اى يونانى ممكن است كه تو