الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
تا بر ما نوشته اى فرو آرى كه آن را بخوانيم كه [ در آن نوشته باشد ] : از خداى عزيز و حكيم به عبد الله بن أبى اميّه مخزومى و همراهانش ، به رسول من محمّد ، ايمان بياوريد و سخنانش را تصديق كنيد كه او از جانب من است . تازه پس از انجام اين اعمال و مشاهدهء اين آثار معلوم نيست كه آيا بتو ايمان آوريم يا خير ، بلكه در نهايت خواهيم گفت : تمام اين معجزات را از راه شعبده و سحر ما انجام داده اى ؟ !
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : اى عبد الله آيا چيزى از كلامت باقى مانده ؟
گفت : اى محمّد ! آيا آنچه برايت گفتم كافى نبود ؟ آرى سخنم پايان يافت ، حال اگر در مقابل آنها دليل و برهانى دارى بىپرده بيان كن .
پيامبر عرضه داشت : خدايا تو هر صدايى را مىشنوى و به هر چيزى عالمى ، سخنان بندگانت را دريافتى ! . در اين هنگام اين آيهء شريفه نازل شد كه : « و [ مشركان ] گفتند : اين پيامبر را چيست كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ چرا فرشته اى بر او فرو نيامده تا با وى بيمكننده باشد . يا چرا گنجى [ از آسمان ] به سويش افكنده نمىشود ، يا چرا او را بوستانى نيست كه از آن بخورد ؟ و ستمكاران گفتند : جز مردى جادو زده را پيروى نمىكنيد - فرقان : ٧ و ٨ » . سپس خداوند فرمود : « بنگر كه چگونه براى تو مثلها زدند ، پس گمراه شدند و از اين رو راه نتوانند يافت - إسراء : ٤٨ » ، باز فرمود : « بزرگ و بزرگوار است آن [ خداى ] كه اگر خواهد تو را بهتر از اين دهد