الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٣ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
پس اى أبو بكر تو أوّل كافر به اين كلام مباش ، » به خداى و پيامبر خيانت مكنيد و در امانتهاى خود خيانت مورزيد در حالى كه مىدانيد [ خيانت مىكنيد ] .
سپس أبو أيّوب انصارى برخاسته و گفت : اى بندگان خدا ، در رعايت حقّ اهل بيت پيامبرتان از غضب خداوند بپرهيزيد ، و حقّى را كه خداوند بر ايشان قرار داده بخودشان واگذاريد ، شما نيز همچون ديگر برادرهايمان همهء آن سخنان كه ديگران از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در مجالس متعدّد و مكانهاى مختلف استماع نمودند شنيديد ، و نيز بارها شنيدهايد كه آن حضرت مىفرمود : « اهل بيت من پيشوا و امامان شما پس از من مىباشند » و نيز ضمن اشاره به علىّ بن ابى طالب مىفرمود : « اين فرد امير نيكوكاران و قاتل كافران است ، هر كه تنهايش گذارد مخذول است ، و آنكه ياريش نمايد منصور مىباشد » ، بنا بر اين از اين ظلمى كه بدو روا داشتهايد به درگاه خداوند توبه نماييد كه همو بسيار توبه پذير و رحيم است ، و از او پشت نكرده و بر نگرديد و اعراض مكنيد .
حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود : [ از شنيدن اين گواهى و شهادات ] أبو بكر بسيار مضطرّ و متحيّر گرديد و مجاب شده و گفت : من والى شما شدم در صورتى كه از شما برتر و بهتر نيستم ! مرا رها كنيد ! مرا رها كنيد ! ! عمر به او گفت : اى عاجز از كلام از منبر بزير آى ! تو وقتى در برابر سخنان قرشيان تاب نمىآورى