الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٩ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
و وسيلهء شفاعت به خدا و به پيامبر است [١] ؟ !
٤٣ - از محمّد بن عمر بن علىّ از پدرش نقل است كه أبو رافع گفت : من نزد أبو بكر بودم وقتى علىّ عليه السّلام و عبّاس رضى الله عنه وارد شده و در بارهء ميراث پيامبر صلَّى الله عليه و آله اختلاف داشتند . أبو بكر گفت :
در اين اختلاف علىّ بر عبّاس پيروز خواهد شد ، عبّاس گفت : من عموى پيامبر و وارث او مىباشم ، حال اينكه علىّ ميان من و ميراث آن حضرت مانع مىشود .
أبو بكر گفت : آن وقتى كه پيامبر پس از جمع نمودن فرزندان عبد المطَّلب ؛ كه تو نيز يكى از آنان بودى
[١] مترجم گويد : مطالبى كه در اين حديث در مدح حضرت امير عليه السّلام آمده تماما عين واقعيّت بوده و قطره اى از درياى فضائل آن شخصيّت بزرگ تاريخ است ، ولى اينكه گويندهء آن أبو بكر باشد بسيار از واقعيّات تاريخى و عقل بدور است ، زيرا ظلم و جور خلفاى ثلاث بر آن وجود نازنين بر هيچ شيعهء دوازده امامى پوشيده نيست ، و با اندكى دقّت در سند حديث متوجّه خواهيم شد كه راوى آن يكى عامر بن شراحيل شعبىّ و ديگرى عروة بن زبير است كه هر دوى آنان از دشمنان سرسخت حضرت امير عليه السّلام مىباشند ، براى مزيد اطَّلاع در بارهء شخصيّت عامر مراجعه به كتاب فصول المختارهء سيّد مرتضى رحمه اللَّه ( ص ١٧١ ) و در بارهء شيخ او عروه به شرح نهج البلاغهء ابن أبى الحديد ( ج ٤ ص ٦٣ و ٦٤ و ٦٩ ) كافى مىباشد و در آخر توجّه به اين نكته قابل ذكر است كه مطالب نقل شده تنها يك خبر تاريخى است نه حديث و روايت .