الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
ابراهيم را « خليل الله » نمىدانيد ؟ فرمود : همين طور است ، پرسيد : پس چرا با اين عقيدهء ما كه عيسى ابن الله است مخالفيد ؟
فرمود : اين دو هيچ شباهتى با هم ندارند . اينكه ابراهيم خليل خدا است ، خليل از مادّهء خلَّه - بفتح يا ضمّ أوّل و تشديد دوم - بمعنى احتياج و فقر است ، و حقيقت معناى خليل :
شخص نيازمند و محتاج و فقير است ، و چون ابراهيم عليه السّلام در نهايت استغناى نفس ، از ديگران دورى گزيده و تنها بسوى خداوند متعال روى آورده ، لقب خليل را به او دادند ، و اين معنى آنجا به اوج خود مىرسد كه او را در منجنيق گذاشته و مىخواستند به سوى آتش پرت كنند ، در اينجا جبرئيل عليه السّلام از جانب خدا مأمور شد تا او را يارى كند ، ولى حضرت ابراهيم عليه السّلام در جواب گفت : هيچ حاجتى به غير خدا ندارم و يارى او مرا بس است ، به همين دليل ملقّب به خليل شد .
و اگر لغت خليل را از مادّهء خلَّة - به كسر اوّل و فتح و تشديد ثانى - بگيريم معنايش :
تحقيق در خلال معانى و توجّه به لطائف و حقائق و اسرار مىشود ، و در اين صورت نيز هيچ ارتباطى با استدلال شما نخواهد داشت ، كه مستوجب تشبيه نمودن خداوند به خلق باشد . ( زيرا تشابه و تناسب در صفات و عوارض است نه در ذات و حقيقت ) آيا نمىبينيد