الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٤ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ نامه اى به معاويه و ديگر موارد كه آن از بهترين احتجاجات است
تو در بارهء قاتلان عثمان زياد حرف زدى ، بيا نخست همچون ساير مسلمانان با من بيعت كن ، سپس در بارهء آنها طرح شكايت نما تا من طبق حكم خداوند ميان تو و آنان داورى كنم .
امّا آنچه را تو مىخواهى ؛ مانند فريب دادن طفل است ، كه بخواهند وى را از شير بگيرند ! و سلام به افراد در خور آن ! .
٩٣ - أبو عبيده نقل كرده كه معاويه نامه اى به أمير المؤمنين عليه السّلام نوشت كه فضائل من بسيار است : پدر من از بزرگان جاهليّت بود ، و من نيز فرمانرواى مسلمانان گشتم ، من با پيامبر خويشى سببى داشته و به واسطهء خواهرم كه مادر مؤمنين است من دايى مؤمنين مىباشم ، و نيز كاتب قرآن نيز بودهام .
أمير المؤمنين عليه السّلام پس از مطالعهء نامه فرمود : آيا اين پسر هند جگرخوار است كه به فضائل خود به من فخر مىكند ؟ ! اى غلام اين نامه را براى او بنويس :
محمّد پيامبر برادر و هم ريشهء من و حمزهء سيّد الشّهداء عموى من است .