الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٦ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر قوم پس از وفات عمر بن خطَّاب بر پنج تن از اهل شورى براى اولويّت خود
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بدو فرموده باشد : « تو حجّت مردمانى ، پس ايشان را به اقامهء نماز ، و پرداخت زكات ، و امر به معروف و نهى از منكر و برپائى حدود و تقسيم به مساوات راهنمايى و ارشاد نما » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله دست او را در روز غدير خمّ بالا گرفته تا آنجا كه مردم زير بغلش را ببينند و فرموده باشد :
« بدانيد كه اين پسر عموى من و وزير من است پس او را يارى نموده و همفكرى كنيد و او را تصديق نمائيد زيرا همو است كه پس از من سرپرست شما است » ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه آيهء : * ( وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِه فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * [١] در شأن او نازل شده باشد ؟ گفتند : نه .
فرمود : شما را به خدا سوگند ! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه فرشتهء وحى ؛ جبرئيل يكى از ميهمانان او باشد ؟ گفتند : نه .
[١] حشر : ٩ .