الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٧ - ١٧١ احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر يكى از علماى كتاب خواندهء يهود پيرامون معجزات پيامبر صلَّى الله عليه و آله و بسيارى از فضائل آن حضرت ١٨٧
آنجا كه گروه جنّ و انس و شياطين به وحشت افتاده و گفتند : يك واقعه اى بر روى زمين رخ داده ، و در شب ميلاد ؛ ملائكه مشاهده شدند كه بالا و پايين مىروند و مشغول تسبيح و تقديس خداوند مىباشند ، و بعضى ستارگان به لرزه در آمده و برخى سقوط نمود ، و اينها همه از علائم و نشانههاى تولَّد آن حضرت بود .
و ابليس لعين پس از مشاهدهء آن عجائب قصد آن نمود به آسمان رود ، و او را در آسمان سوم جايگاهى بود و شياطين استراق سمع مىكردند ، پس هنگامى كه آن شگفتيها را ديدند قصد استراق سمع نمودند ، و چون خواستند اين كار را انجام دهند از تمام آسمانها محجوب شده و با شهابهاى آسمانى ممنوع و مترود گشتند ، و اينها همه دلائل نبوّت او است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت عيسى است كه مىپندارند مرض پيسى و جذام را به اذن خداوند شفا مىداده .
حضرت علىّ عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن عطا شده ، و آن حضرت بسيارى از دردمندان را درمان نموده ، روزى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در بين أصحاب خود نشسته بود و سراغ مردى از يارانش را گرفت ، گفتند : اى رسول خدا ،