الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٦ - احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر گروه زيادى از مهاجر و انصار با كلامى شيوا پيرامون فضيلت خود با استناد به احاديث نبوىّ
كه مردم مرا تكذيب نمايند و پروردگار مرا فرموده كه يا ابلاغ رسالت كنم و گر نه مرا عذاب نمايد » سپس منادى را امر فرمود كه ندا كند « الصّلاة جامعة » ( يعنى همه جمع شوند ) سپس اين خطبه را ايراد فرمود كه :
اى مردم آيا تصديق مىكنيد كه خداوند عزّ و جلّ مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و من از ايشان به خودشان برترم ؟ گفتند : آرى اى رسول خدا . فرمود : اى على برخيز ، من نيز برخاستم و فرمود : « هر كه من مولاى او مىباشم همانا علىّ مولاى او است ، خداوندا دوستارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار » .
پس سلمان برخاسته و گفت : اى رسول خدا ولايت او چگونه ولايى است ؟ فرمود :
ولايت او همچون ولايت من است ، پس هر كه من از خودش به او برترم علىّ نيز از نفس او به خودش برتر است ، پس خداوند آيهء : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ، وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * را نازل فرمود ، و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تكبير فرستاده و گفت : الله اكبر بر كمال نبوّت و دين خدا : ولايت على پس از من .
پس أبو بكر و عمر برخاسته گفتند : اى رسول خدا ، اين آيات فقط مخصوص علىّ نازل شده است ؟ پيامبر فرمود : آرى در بارهء او و اوصياى من تا روز قيامت نازل شده است .