الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٣ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
أبو بكر گفت : تخلَّف اين افراد پس از تحقّق اين امر بر من معلوم شد ، و ترسيدم اگر از پذيرش آن امتناع ورزيده و خود را كنار بكشم اوضاع اجتماعى مسلمين بهم خورده و شايد غالب مردم مرتدّ شده و از دين خارج شوند ، و پذيرش من بر اين امر بهتر از آن بود كه امّت مسلمان به هرج و مرج گرائيده و به حالت كفر سابق خودشان عود نمايند ، و فكر مىكردم شما نيز در اين باره با من موافق باشيد .
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بسيار خوب ، ولى پرسش من اين است كه شما در بار نخست روى چه اساسى و براى چه به اين امر روى آورديد ، و اينكه يك فرد روى چه شرائط و علل و جهاتى شايستهء امر خلافت مىشود ؟
أبو بكر گفت : البتّه روى صفات خيرخواهى ، وفاى به عهد ، صراحت لهجه ، استقامت و حسن سيرت و عدالت و علم و آگاهى از كتاب و سنّت و حكمت و معرفت و زهد در دنيا و پرهيزگارى ، و يارى و طرفدارى از مظلوم و ستمديده در دور و نزديك .
أبو بكر چون به اين كلام رسيد ساكت شد .
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : پس سبقت در اسلام و قرابت با رسول خدا صلَّى الله عليه و آله چه ؟
أبو بكر گفت : آرى ، و سابقه و قرابت .