الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٩ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
كه از سود و زيان او امتناع ورزد ؛ مانندى ندارد تا با او همتايى كند . و شبيهى برايش تصوّر نشود تا با او مساوى باشد ، هموست كه اشياء را پس از هستى نابود خواهد ساخت ، آنچنان كه وجودش همچون عدمش گردد . فناء جهان پس از وجود ، شگفتآورتر از ايجاد آن از عدم نيست ؛ چگونه غير از اين باشد در صورتى كه اگر همهء موجودات زندهء جهان اعمّ از پرندگان ، چهارپايان و آن گروه از آنها كه شبانگاه به جايگاهشان بر مىگردند و همانها كه مشغول چرا هستند و تمامى انواع گوناگون آنها ؛ هم آنها كه كمهوشند و هم آنها كه زير كند گرد آيند هرگز بر ايجاد پشه اى از عدم ، توانايى ندارند و هيچ گاه طريق ايجاد آن را نتوانند شناخت ، عقول آنها در راه يافتن به اسرار آفرينش آن متحيّر ماند و نيروهاى آنها ناتوان و خسته شود و پايان گيرد و سرانجام پس از تلاش ، شكست خورده و ناتوان بازگردند و اعتراف نمايند كه در برابر آفرينش پشه اى درمانده شدهاند و به عجز از ايجاد آن اقرار نمايند و حتّى به ناتوانى خويش از نابود ساختن آن اذعان كنند .
تنها خداوند سبحان است كه بعد از فناى جهان باقى خواهد ماند و چيز ديگرى با او نخواهد بود همان گونه كه پيش از آفرينش جهان بوده ؛ بعد از فناى آن نيز خواهد ماند .
و به هنگامى كه جهان فانى شود ؛ وقت ، مكان ، لحظه و زمان مفهومى نخواهد داشت ،