الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٨ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
و هيچ گونه برترى بين او و مخلوقات نخواهد بود و در نتيجه صانع و مصنوع و آن كه از عدم به وجود آمده با آن كه موجودات را از نيستى به هستى آورده يكسان گردند . مخلوقات را بدون الگو و نمونه اى كه از غيرش گرفته باشد آفريد و در خلقت آنها از احدى استعانت نجست .
زمين را ايجاد فرمود و آن را نگهداشت بدون اينكه وى را مشغول سازد و آن را در عين حركت و بىقرارى قرار بخشيده و آن را بدون هيچ ستون و پايه اى بر پا داشت ، و بىهيچ ستون و اركانى برافراشت و آن را از كژى و فرو ريختن نگاهداشت و از سقوط و درهم شكافتن جلوگيرى كرد ؛ ميخهايش را محكم ؛ كوههايش را پابرجا ؛ چشمه هايش را جارى و درّه هايش را ايجاد نمود ، آنچه بنا كرده به سستى نگرائيده و هر چه را توانايى داده ناتوان نگشته است . او با عظمت و سيطرهء خويش بر زمين مسلَّط و با علم و آگاهى خود از باطن و درون آن باخبر و به وسيلهء عزّت و جلالش بر هر چيز آن برترى دارد ، هيچ چيز آن از قلمرو قدرتش خارج نشود و هرگز از فرمانش سر نپيچد تا بتواند بر او چيره گردد و هيچ شتابگرى از چنگ قدرتش نگريزد تا بر او پيشى گيرد ، و به هيچ ثروتمندى نياز ندارد تا به او روزى دهد .
تمام كائنات در برابرش خاشع و فرمانبردارند و در قبال عظمتش ذليل و خوارند ؛ هيچ جنبنده اى قدرت فرار از محيط و اقتدارش را ندارد ، تا به جانب ديگرى روى آورد ،