الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥٥ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
زيرا قانون تقيّه را نشايد كه بيش از اين بازگو شود .
و امّا آيهء : * ( وَجاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ) * ، و : * ( وَلَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى ) * ، و * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ ) * ، همه و همه صحيح و درست است ، و فعل « آمدن » در مورد خداوند عزّ و جلّ همچون خلايق نيست ، چرا كه تأويل برخى از آيات قرآن غير از تنزيل آن است ، و آن مانند كلام و فعل بشر نيست ، و براى تفهيم مطلب مثالى برايت مىزنم كه تو را بخواست خدا كفايت نمايد ، و آن حكايت خداوند از إبراهيم مىباشد در اين آيه : * ( وَقالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ ) * .
و فعل ذهاب او به سمت خداوند در اصل ؛ توجّه او به پيشگاه حضرت حقّ در عبادت و اجتهاد بود ، حال ديدى كه تأويل آن غير از تنزيل بود ، و در آيهء : * ( وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ ) * ، و * ( وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيه بَأْسٌ شَدِيدٌ ) * ، مراد از انزال ؛ خلق آن مىباشد .
و نيز در آيهء : * ( قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ ) * ، مراد از عابدين ؛ جاحد و انكاركنندهء آن مىباشد ، و باطن تأويل در اين آيه مخالف ظاهر آن مىباشد .