الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠٤ - ١٧١ احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر يكى از علماى كتاب خواندهء يهود پيرامون معجزات پيامبر صلَّى الله عليه و آله و بسيارى از فضائل آن حضرت ١٨٧
او سيزده زوجه جز كنيزان داشت ، و هيچ سفره اى برايش پهن نشد كه در آن گندم باشد ، و اصلا نان گندم تناول نفرمود ، و از نان جو هم سه روز متوالى سير نخورد ، آن حضرت در حالى وفات يافت كه زره او به چهار درهم در رهن فردى يهودى بود ، و با تمام غنائمى كه از فتوحات بدو رسيد هيچ طلا و نقره اى باقى نگذاشت ، و آن حضرت در يك روز سيصد چهار صد هزار تقسيم كرد و هنگام غروب فرد سائلى از او درخواست مال مىكرد و مىفرمود : قسم به خدايى كه محمّد را مبعوث فرموده هيچ مقدارى از جو و نه گندم و نه درهم و نه دينارى تا بحال در آل محمّد به غروب نرسيده و باقى نمانده است .
عالم يهودى گفت : با اين توضيحات من نيز شهادت مىدهم كه معبودى جز الله نيست و اعتراف مىكنم كه محمّد رسول خدا است ، و به اين مطلب اقرار مىكنم كه خداوند عزّ و جلّ هيچ درجه و فضيلتى به انبياء و مرسلين عطا نكرده جز آنكه همه اش را در محمّد جمع نموده است ، و چندين درجه او را بر جميع انبياء فزونى بخشيده است .
در اينجا ابن عبّاس به حضرت علىّ عليه السّلام عرض كرد : اى أبو الحسن من شهادت مىدهم كه تو از راسخين در علم و دانش مىباشى .