الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨١ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
كه گرفتار عقاب عمل خود گردى ، و اين را بدان كه بزودى از اين حالى كه دارى جدا گشته و به سوى پروردگارت خواهى شتافت ، و از آنچه كرده اى بازپرسى خواهى شد ! و خداوند بر هيچ بنده اى ستمكار نيست .
سپس خزيمة بن ثابت - معروف به ذو الشّهادتين - گفت : اى مردم ! آيا شما مىدانيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شهادت و گواهى مرا بجاى دو نفر از أهل ايمان قبول مىنمود ؟
گفتند : آرى . گفت : پس بدانيد كه من شهادت مىدهم كه خود از زبان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « أهل بيت من ميان حقّ و باطل را جدا مىسازند ، و آنان ائمّه و پيشواى شمايند كه بايد به ايشان اقتدا شود » ، آنچه واجب و لازم بود گفتم ، و بر پيام بر جز ابلاغ و رساندن آشكار پيام نيست .
سپس أبو الهيثم بن تيّهان بپاخواسته و گفت : اى أبو بكر و من نيز شهادت مىدهم كه پيامبرمان محمّد صلَّى الله عليه و آله چون علىّ را در غدير خمّ به مردم معرّفى فرمود ؛ گروهى از انصار گفتند : منظور پيامبر از اين كار فقط براى خلافت بوده و برخى ديگر گفتند : منظور پيامبر اين بوده كه پس از وى علىّ عهده دار موالى ( بردگان آزادشدهء ) او باشد ، و در اين باب بحث بالا گرفت ، تا اينكه ما مردانى از خودمان را نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرستاديم تا منظور ايشان را بپرسد ، پس فرمود : به ايشان بگوييد : « علىّ سرپرست همهء أهل ايمان پس از من است ،