الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٠ - احتجاج حضرت أمير عليه السّلام بر گروه زيادى از مهاجر و انصار با كلامى شيوا پيرامون فضيلت خود با استناد به احاديث نبوىّ
« افراد مأمور به آن تمام مؤمنين مىباشند ، و منظور از صادقين برادر من علىّ بن ابى طالب و اوصياى پس از او تا روز قيامتند » ؟ همگى گفتند : همين طور است .
فرمود : شما را به خدا سوگند ، آيا تصديق مىكنيد كه چون در غزوهء تبوك رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مرا خليفهء خود در مدينه منصوب كرد و من عرض كردم براى چه مرا در مدينه مىگذارى ؟ آن حضرت فرمود : « مدينه جز به من و تو روى خوش نمىبيند ، و جايگاه تو در نزد من همچون منزلت هارون است نزد موسى جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد بود » ؟ همگى گفتند : همين طور است .
فرمود : شما را به خدا سوگند ، آيا تصديق مىكنيد كه هنگام نزول آيهء مباركهء * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * تا آخر سورهء حجّ ، سلمان از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پرسيد اين افرادى كه شما بر ايشان گواهى و آنان بر مردم كيانند ؛ همانها كه برگزيدهء خداوند شده و در كار دين هيچ سختى و حرجى بر آنان نگذارده و پيرو آئين پدرتان إبراهيم مىباشند ؟ فرمود : « از ميان امّت فقط اشاره به سيزده نفر دارد » ، سلمان گفت : براى ما بيان فرمائيد اى رسول خدا ، پس فرمود : « من و برادرم على و يازده نفر از اولاد من مىباشند » ؟ همگى گفتند : همين طور است .