الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٥ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
١١٥ - و حضرت علىّ عليه السّلام در خطبهء ديگرى فرمود :
دليل خداوند آيات او است ، و وجود او يگانه برهان هستى او است ، و معرفت و شناخت او توحيد اوست ، و توحيد خداوند تمييز و جدا كردن او از مخلوقات است ، و منظور از تمييز و جدا كردن جدائى وصفى و امتياز در صفات است نه جدائى و فاصلهء زمانى و يا مكانى ، او پروردگار و آفرينندهء توانا بوده و عارى از هر خالقى است ، آنچه به خيال و تصوّر آيد ذات حقّ تعالى بر خلاف تصوّر و خيال ما مىباشد .
سپس فرمود : آنكه ذات و حقيقتش شناخته مىشود خدا نيست ، و خداوند از راه دليل و برهان شناخته شده و توسّط معرفت به آثار او پى به وجود او مىبريم .
١١٦ - و حضرت أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام در خطبهء ديگرى فرمود :
حدّ و اندازه اى برايش متصوّر نيست و به حساب و شمارش در نمىآيد ، زيرا ابزار دليل بر محدوديت خويشند و وسائل و آلات به مانند خود اشاره مىكنند . همين كه مىگوييم موجودات « از فلان وقت » پيدا شدهاند آنها را از قديم بودن منع كردهايم و اين كه مىگوييم « قطعا » به وجود آمدهاند آنها را از ازلى بودن ممنوع ساختهايم ، و هنگامى كه گفته مىشود « اگر چنين بود » كامل مىشد دليل آن است كه موجودات به تمام معنى كامل نيستند .