الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٤ - ١٧١ احتجاج آن حضرت در بارهء توحيد خداوند و تنزيه پروردگار از آنچه سزاوار مقام اولوهيّت نبوده و مخصوص مخلوق است ؛ از جبر و تشبيه و حركت و متغيّر شدن و زوال و از حالى به حال ديگر منتقل گشتن ، كه در ضمن كلمات و محاورات خود بيان فرموده است ١٨٧
او پيش از آنكه آنان را بيافريند ؛ از تمام جزئيّات و جوانب آنها آگاه بود ، و به حدود و پايان آنها احاطه داشت و به اسرار درون و برون آنها آشنا بود .
١١٤ - و آن حضرت در خطبهء ديگرى فرمود :
ابتداى عبادت و بندگى پروردگار متعال معرفت و شناخت به او است ، و ريشه و اساس معرفت خدا توحيد است ، و نظام و استوارى توحيد متوقّف است بر نفى صفات از او ، منزّه است خداوند كه صفات در او حلول كند ، زيرا به حكم عقل هر كه در او صفاتى حلول كند مخلوق و مصنوع است ، و نيز به حكم عقل دريافته مىشود كه خداوند جلّ جلاله خالق است نه مخلوق ، و توسّط صنايع و مخلوقات به وجود آفريننده و خالق آنها هدايت يافته و با كمك عقل و تفكَّر توفيق معرفت را پيدا مىكنيم ، و روى فكر و از راه تدبّر ؛ حجّت و برهان وجود او ثابت مىگردد . خداوند مخلوقات را نشاندهنده و نمايندهء خود قرار داده ، و به وسيلهء آنها از خود پرده بردارى كرده است ، او خداى يكتا و متفرّد در ازليّت بوده و در آن مقام تنها و بىشريك گشته ، و از لحاظ ربوبى هيچ نظير و مثلى ندارد . خداوند از لحاظ اينكه اشياء متخالف و متضادّ را بوجود آورده است دريافته شود كه او را ضدّى نيست ، و از اينكه ميان مخلوقات تقارن ( نظير داشتن و نزديك به هم شدن ) هست معلوم مىشود كه براى او قرين و نظيرى نباشد .