الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٣ - بيان آن حضرت عليه السلام در قضاء و قدر
آنان از اين نكته غافلند كه خداوند امر كرده در حالى كه به مردم اختيار داده است كه روى اختيار خود اطاعت امر كنند ، و نهى كرده است در حالى كه نهى او فقط از نظر ترسانيدن است ، و تكاليف او سهل و آسان و در حدود قدرت بندگان او مىباشد ، و مخالفت و عصيان مردم نه از لحاظ مغلوب بودن و ضعف او است ، و اطاعت و فرمانبردارى اشخاص از راه اجبار و اضطرار نباشد ، و بعثت انبياء و ارسال رسولان امر عبث و بيهوده نبوده و نازل كردن كتاب آسمانى كار لغو و مهملى نيست ، و خلق آسمانها و زمين و مخلوقات ديگر را باطل و بىفائده نيافريد اين سخن اشخاصى است كه پروردگار جهان را منكر شده و روى عناد و كفر چنين حرفى مىزنند ، و واى باد كافران را از آتش دوزخ ! .
سپس آيهء * ( وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه ) * [١] را تلاوت نمود .
پس آن مرد در نهايت شادى و سرور برخاسته و اين اشعار را سرود :
١ - تو آن امامى هستى كه با طاعت از او اميد داريم كه روز قيامت مورد مغفرت خداوند قرار گيريم ، ٢ - آن بخش از حقايق دين كه بر ما مبهم بود تو روشن ساختى ، خداوند از ناحيهء ما به تو جزاى نيك دهاد ، ٣ - و عذرى نيست در انجام كار زشت كه من مرتكب آن باشم از فسق و خروج از امر خدا و نافرمانى ،
[١] « و پروردگار تو حكم كرد كه جز او را نپرستيد - اسراء : ٢٣ » .