الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٩ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر خوار وقتى آن حضرت را مجبور به تحكيم نموده سپس مخالفت نموده و بر او شوريدند و آن حضرت با حجّت ايشان را مجاب و قانع ساخت كه مبدء اين خطا خودشانند
گفتند : اين پاسخ را نيز پذيرفتيم .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : و امّا جواب اين اعتراض شما كه چرا من ديگران را در دين خدا حكم قرار دادم اين است كه من أصلا كسى را حكم قرار ندادم و تنها كلام خدا ؛ قرآن را حاكم قرار دادم ، كه كلام خود را ميان مؤمنان حكم ساخته ، و در آيهء : « و هر كه از شما شكار را به عمد بكشد كيفرى بايد مانند آنچه كشته از جنس چهارپايان به گواهى و حكم دو مرد عادل از شما - مائده : ٩٥ » .
رجال را در مورد جزاء و تصديق مصداق كفّارهء صيد طائر از شخص ؛ حاكم معيّن فرموده است . بنا بر اين آيه ؛ رعايت خون مسلمانان بسى عظيمتر و لازمتر خواهد بود .
خوارج گفتند : ما در برابر اين پاسخ نيز تسليم شديم .
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : و امّا پاسخ اعتراض شما به اينكه من پس از پيروزى در جنگ جمل اموال و اسلحهها را تقسيم نمودم ولى از اسارت زنان و اطفال ممانعت نمودم ، براى اين بود كه به مردم بصره نيكويى و منّت بگذارم ، همان طور كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در فتح مكَّه با قريش چنين رفتار و معامله نمود ، هر چند اهالى بصره در حقّ ما ستمكارى و ظلم كرده بودند ، ولى زنان و اطفال كه گناهى نداشتند ، و ما را شايسته نبود كه ايشان را به جرم ستمكاران مؤاخذه كنيم ، و گذشته از اين اگر من چنين اجازه اى مىدادم كداميك از شماها