الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٦ - گوشه اى از حوادث پس از وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذيرش امارت حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السّلام و تمام دسيسه ها
٥٠ - و سويد بن غفله گفت : چون بانوى ما حضرت فاطمه عليها السّلام به بستر بيمارى افتاد - همان بيمارى كه منجر به فوت آن حضرت گشت - ، زنان انصار و مهاجرين براى عيادت به خدمت او رسيده و گفتند : با اين بيمارى چگونه شب را به صبح آوردى اى دخت پيامبر ؟
حضرت زهرا عليها السّلام نيز پس از حمد الهى و صلوات بر پدرش فرمود :
به خدا سوگند در حالى شب را به صبح رساندم كه از دنياى شما ناراضى ، و از مردان شما بيزارم ، آنان را پس از امتحان دور انداخته ، و پس از مشاهدهء نيّات سوء و رفتارهاى ناهنجارشان از همهء آنان كناره گيرى نمودم ! [ سپس گمراه شدن پس از هدايت را به باد انتقاد گرفته و فرمود : ] قبيح و زشت باد آن شكافهاى شمشير [ كه در جهاد راه خدا ايجاد شد ] ، و هر كار لهوى پس از كارى جدّى ، و آن سنگ خوردنها از كفّار و آزار نيزه ! و نتيجه اش اين خطاى در رأى و سستى نظر ! چه كار بدى مرتكب شدند ! كه غضب الهى براى ايشان مهيّا و تا ابد در جهنّم خواهند ماند ! .
البتّه من ايشان را به راه حقّ خواندم و متوجّه سنگينى آن نموده و همه چيز را بر آنان ظاهر نمودم . رويشان بخاك باد ! مرگ بر آنان ! لعنت بر قوم ستمكار ! .