الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٧٨ - خطبهء آن حضرت - عليه السلام - پس از بيعت
و خداوند آيات خود را به گونه اى تحكيم و استوار مىسازد كه دوستان و اولياى خود را از گمراهى و دشمنى و پيروى أهل كفر و طغيان پاسدارى و حمايت فرمايد ، همانها كه خداوند رضا نداد كه ايشان را مانند چهارپايان قرار دهد تا اينكه فرمود : * ( بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ) * .
پس اى زنديق در اين حرفها خوب فكر و تأمّل كرده و به آن عمل كن ، و اين را بدان بيش از آنچه بايد سؤال كنى پرسيدى ، و من نيز به جهت كمبود حاملان علم و قلَّت مشتاقان در خواستش در تفسير آنچه بايد بگويم بسى اقتصار نمودم ، و در همين مقدار كمى كه برايت بيان داشتم حجّتى بالغ براى أهل خرد مىباشد .
فرد زنديق پرسيد : همين قدر مرا كافى است اى أمير المؤمنين ، و به جهت اينكه مرا از كورى شرك و تاريكى دروغ و كذب رهانيدى ؛ خدا جزاى خيرت دهد ، و به پاداش اخروى مأجور گردى ، كه او بر هر چيزى قادر و توانا است ، و صلوات و سلام بسيار خداوند در أوّل و آخر بر نورهاى هدايت و أعلام مخلوقات : محمّد و آل او كه أصحاب دلالات واضحاتند .
١٣٨ - و از اصبغ بن نباته نقل است كه گفت : چون با أمير المؤمنين عليه السّلام بر خلافت بيعت شد عمامهء رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر سر گذاشت و بردهء او را بتن نمود و نعل آن حضرت را به پا كرد