الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٥ - بيان آن حضرت عليه السلام در قضاء و قدر
١٢٢ - روايت شده است كه آن حضرت از معنى قضاء و قدر سؤال شد ، فرمود :
نگوئيد كه خدا مردم را به خودشان واگذاشته و امور را به ايشان واگذار كرده ، كه اين توهين به مقام مقدّس اولوهيّت است ، و نگوئيد خدا مردم را مجبور به معصيت نموده كه اين نسبت ظلم به پروردگار است ، بلكه بگوئيد : اعمال خير به يارى و توفيق خداوند است ، و اعمال شرّ و بد در نتيجهء سلب توفيق خداوند از انسان سر مىزند ، و بايد توجّه داشت كه تمام اين امور در مرحلهء علم خداوند ثبت و نوشته شده است .
١٢٣ - و أهل سيره نقل كردهاند كه مردى نزد أمير المؤمنين عليه السّلام آمده و پرسيد :
اى أمير المؤمنين مرا خبر بده از « الله » آيا هنگام عبادت او را مىبينى ؟
فرمود : البتّه ، من فردى نيستم كه خداى نديده را پرستش كنم ! .
آن مرد پرسيد : اى أمير المؤمنين چگونه او را مىبينى ؟ .
فرمود : واى بر تو ! خداى متعال با چشم ظاهر ديده نمىشود ، بلكه نور عقل با حقايق ايمان مىتواند او را مشاهده نمايد ، خداوند به دلالات آيات خود شناخته و با علائم روشن خود وصف و تعريف مىشود ، خداوند را نمىتوان با مردم مقايسه كرده ، و با حواسّ ظاهرى او را ادراك نمود .
آن مرد بازگشته و گفت : خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را در چه محلَّى قرار دهد .