الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
فرمود : پس براى چه به تعداد هر رنگى به خالق قديمى معتقد نشديد ؟ و بنظر شما آيا هر ضدّى محتاج خالق مستقلَّى نيست ؟ دهريّه ساكت شدند .
سپس فرمود : بنا به اعتقاد شما چگونه ممكن است نور و ظلمت در ادارهء تشكيلات جهان دست به دست هم داده باشند ، در حالى كه نور بنا به طبعش ميل به صعود دارد و ظلمت تمايل به نزول و هبوط ؟ آيا دو نفر كه در خلاف هم پيوسته در حال حركتند مىتوانند در يك جا بهم رسند و ملاقات كنند ؟ گفتند : نه امكان ندارد .
فرمود : پس لازم است كه نور و ظلمت نتوانند باهم اجتماع كنند ، چرا كه آن دو مخالف هم بوده و پيوسته در جهت خلاف هم در حركتند . بنا بر اين استدلال آيا ممكن است جهان از اجتماع دو ضدّ و مخالف حادث و متشكَّل شده باشد ؟
جماعت دهريّه گفتند : به ما مهلتى ده تا كاملا در كارمان انديشه كنيم .
سپس رو به مشركان عرب ( بت پرستان ) كرده و فرمود : چرا بتان را پرستش كرده و از پروردگار جهان دست كشيدهايد ؟ گفتند : با اين كار به خداوند تقرّب مىجوييم .
فرمود : مگر اين بتان شنوا بوده و از خدايشان اطاعت نموده و او را عبادت مىكنند تا شما بواسطهء تعظيم آنها به خداوند تقرّب جوييد ؟ گفتند : نه .