الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥٣ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
تجبّر و تعزّز در پرده نگفت ، بلكه صريحا براى أهل تفكَّر بيان فرمود .
و كنايه از نامهاى جنايتكاران منافق در قرآن از فعل خداوند نيست بلكه از ارتكاب افرادى كه در آن تغيير و تبديل دادند ، همانها كه قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و دنيا را به عوض دين گرفتند ، و خداوند بخوبى قصّهء تغييردهندگان را در آياتى بيان فرموده كه : * ( فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ الله لِيَشْتَرُوا بِه ثَمَناً قَلِيلًا ) * ، و : * ( وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ ) * ، و : * ( إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ ) * ، پس از وفات پيامبر آنچه از كجى باطلشان برپا نمودند ، همانند تغييرى كه يهود و نصارى پس از وفات موسى و عيسى در تورات و انجيل دادند و كلمات را از مواضع خود تحريف نمودند ، و آيهء : * ( يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * منظور اين است كه كلامى جز فرمايش خداوند در كتاب نگاشتند تا كار بر مردم ملبّس گردد ، پس خداوند نيز دل و قلبشان را كور نمود تا اينكه آثار جرمشان را از احداث و تحريف باقى گذاشتند ، و تهمت و تلبّس و كتمان آنچه مىدانستند را بخوبى بيان فرمود ، و اين همان فرمايش خداوند است كه : * ( لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ ) * ؟ .