الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥٩ - احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر
و مراد از ظالمين در اين آيه مشركينند ، زيرا در آيه اى ديگر شرك را ظلم خواند كه : * ( إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ) * ، و چون إبراهيم دريافت كه عهد خداوند بر امامت به بتپرستان نمىرسد ، گفت : * ( وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ ) * .
و اين را بدان هر كه أهل نفاق را بر راستگويان ، و كافران را بر ابرار ترجيح دهد ، به دروغى كه بافته ؛ گناهى بزرگ مرتكب شده است ، زيرا خداوند تفاوت ميان أهل حقّ و باطل ، پاك و ناپاك ، و مؤمن و كافر را نيك بيان داشته ، و دنباله رو پيغمبر - پس از او - تنها كسى است كه از لحاظ صدق و عدل و طهارت و فضيلت ؛ لايق منصب او مىباشد .
و امّا آن امانتى كه ذكر نمودى امرى است كه جايز بلكه واجب است كه آن در انبياء و اوصياى ايشان باشد زيرا كه خداوند تبارك و تعالى تنها اين گروه را رهبران خلق خود قرار داده و ايشان را حجّتهاى خويش در زمين مقرّر فرموده ، پس توسّط سامرىّ و جمع او و جماعت كفّارى كه او را هنگام غيبت موسى عليه السّلام در عبادت گوساله يارى نمودند ؛ اقتدا به محلّ موسى عليه السّلام از روى تمرّد و طغيان تمام بود ، و چون مفروض است كه حمل اين امانت جز سزاوار افراد طاهر و پاك از رجس و نجاست و عقيده نباشد