الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٧ - احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر ناكثين ضمن ايراد خطبه اى در همان زمان كه بيعت خود با او شكستند
فرمود : من ديشب هيچ دعايى نكردم جز آنكه عطايم فرمود و هر چه براى خود خواستم همان را براى تو مسألت نمودم ، و در آن از خدا درخواست نمودم كه ميان من و تو پيمان اخوّت بندد و آن را انجام داد ، و نيز مسألت نمودم كه تو را ولىّ و سرپرست همهء مرد و زن مؤمنين قرار دهد و آن را نيز پذيرفت ، و نيز درخواست نمودم كه همهء امّت را پس از من مطيع فرمان تو سازد ، ولى پذيرفته نشد » .
در اين بين يكى از آن جمع به رفيق خود گفت : ديدى چه درخواستى براى او نمود ؟
بخدا سوگند كه درخواست يك صاع خرما بهتر از آن بود ، يا از خدا مىخواست كه فرشته اى را نازل نمايد تا او را بر دشمنش يارى كند ، يا درخواست گنجى مىكرد كه خود و اصحابش از آن بهره مند گردند ، زيرا همه بدان محتاجند و آن بهترين درخواست بود .
و هيچ دعاى خيرى براى علىّ نكرد جز آنكه براى او اجابت شد .
احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام بر ناكثين ضمن ايراد خطبه اى در همان زمان كه بيعت خود با او شكستند ٦٦ - فرمود : به درستى كه خداوند ذو الجلال و الإكرام وقتى خلق را آفريد ،