رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٠
نازك كارى ويژه اى در قالب طنز مى گوييم . « پاسخ - اين مطلب جاى ترديد نيست و طنز به اين معنا عيبى ندارد و دقيقا بستگى به تعريف ما دارد . اين كه طنز به آن عنوان اشكالى ندارد ، همان عنوان ثانوى است زيرا بالاخره اگر خلاف واقعى در كار نباشد ، طنز نمى شود . همين طور كه شخصيتهاى مهم دينى هم هجو مى كردند . پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله به حسّان بن ثابت فرمود برو آن كفّار را كه ما را هجو كردند ، هجو كن . اگر آنها با ما دشمن نبودند يا بزرگان ما و مقدّسات ما را هجو نمى كردند و طنز به عنوان ثانوى هم جايز نبود حضرت به حسّان نمى فرمود كه آنها را هجو كن ، پس عنوان ثانويه است ، براى عنوان ثانوى اشكالى ندارد كه با اين عنوان ممكن است شخص مورد هجو به قبح وضع خود آگاه شود و توبه كند ، پديده طنز بسيار حساس است و اگر درست دقت نشود ممكن است از قبيل :
< شعر > از قضا سركنگبين [١] صفرا فزود روغن بادام خشكى مى نمود < / شعر > « مولوى » به لجاجت مورد طنز بيفزايد . توضيح اين كه موارد طنز و تأثير و تأثر از آن بسيار فرق مى كند لذا بايد از نظر فقهى خيلى دقت كرد و به همين جهت است كه مى گوييم اصل اولى در طنز حرمت است و دور داشتن آن از اهانت بىدليل و لهو و نقض غرض ، كار مشكلى است . البته وقتى كه شما مى خواهيد با طنز يك شخص را بيدار و هوشيارش كنيد كه در اين صورت شبيه امر به معروف و نهى از منكر مى باشد اشكال ندارد بلكه گاهى لازم هم مى شود ، اگر راه ديگرى براى احياء معروف و محو منكر به جز طنز نباشد .
[١] سكنجبين