رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٩
بالاخره بعد از تأسيس اصل در اين مسأله و با توجه به اصل اولى جواز و حليت طنز واقعا مشكل است ، زيرا طنز به نظر من « خلاف واقع » است و غالبا بر مبناى اهانت و هتك حرمت است به همين دليل أولا و بالذّات جايز نيست مگر دليلى بر جواز باشد : « إلَّا ما خرج بالدّليل » مانند برخى مواقع است كه طرف نمى خواهد جدّى بگويد و شخصيت مقابل را منكوب كند ، اهانتى هم در كار نيست لذا مانعى ندارد ، به هر حال اصل ، عدم جواز طنز است يا حد اقل احتياط وجوبى است كه بايد از طنز پرهيز كرد تا اين رايج نشود و به عنوان طنز ، دروغ و اشاعهء خلاف واقع و توهين و هتك حرمت و يا تحقير و تمسخر و ايذاء مؤمن و مسلمان رواج پيدا كند بدون شك اينها حرام است و شرع مقدس اسلام نمى پسندند و اجازه هم نمى دهد چون در طنز غالبا اين امور وجود دارد . پس طنز جايز نيست مگر اين كه از امور حرام خالى باشد .
سؤال - در تأييد فرمايشات جناب عالى ، مرحوم شيخ انصارى رحمه الله در مكاسب محرمه وقتى بحث دروغ را مطرح مى كند به همان روايتى كه اشاره فرموديد تمسّك مى كند « اجتنبوا الكذب جدّا و هزلا » و مى فرمايد حتى به صورت شوخى هم در قالب « مطايبه و طنز » حرام است و بعد از مباحثى مبسوط ، در نهايت مى فرمايند : « احتياط واجب در ترك دروغ و لو به صورت شوخى است » منتها حضرت عالى به يك نكته اى اشاره فرموديد كه جاى بحث و مناقشه فقهى است و آن اين كه فرموديد : در طنز غالبا خلاف واقع و دروغ وجود دارد ، در حالى كه اين مطالب و اظهار نظرهاى فقهى بستگى به تعريف ما از طنز و موضوع شناسى طنز و مبانى ما در مفهوم طنز دارد . مقام معظم رهبرى در يكى از تعاريفى كه در مورد طنز داشتند گفتند : « طنز حقيقتى است تلخ ، دشوار ، سخت ، غير قابل پذيرش براى آن كسى كه سوژهء طنز قرار مى گيرد ، اين حقيقتى كه او نمى پذيرد براى اين كه ما به او زودتر بفهمانيم و تأثير در او ايجاد كنيم او را متقاعدش كنيم كه اين عيب را شما داريد مى آييم همراه با لطافت كارى و ظرافت و