رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - كلمهء انفاق
مقدارى از مال به نيازمندان است كه اگر شخصى به حقيقت گرويده و مؤمن به آيين اسلام و پاىبند اصول تقوى باشد ، بايد انفاق كند ( ببخشد ) ، به بينوايان و مستمندان رسيدگى كند و آنان را در مال خود سهيم بداند . ( رجوع شود به آيهء ٣ از سوره بقره و آيهء ٣ از سوره انفال ) .
٢ - آياتى كه مى گويد : پيش از تباه شدن زندگى و از دست رفتن نيروى كار و چاره جويى ، و در گرما گرم زندگى و نيازمندى نيازمندان و در طول مدت زندگى در اين جهان بايد انفاق كرد و مستمندان را نوا داد . ( رجوع شود به سوره بقره ، آيه ٢٥٤ ، و سوره ابراهيم ، آيه ٣١ ) .
٣ - آياتى كه مى گويد : مجاهده در راه خدا هم با جان است و هم با مال . و بايد هر دو توأم باشد . يا اين كه مجاهده مالى مانند مجاهده جانى در اساس ايمان منظور شده است .
( رجوع شود به سوره توبه ، آيه ٤١ ) .
٤ - آياتى كه تصريح مى كند : خداوند خود خريدار جان و مال مردم با ايمان است . و به عبارت ديگر ، خداوند در برابر بهشت ، هم جان را قرار داده است و هم مال و انفاق را و همان طور كه مؤمن نبايد از جان خويش در راه خدا مضايقه كند ، از مال خود نيز در راه خدا و انفاق به توده ناتوان ، نبايد دريغ داشته باشد . ( رجوع شود به سوره توبه ، آيه ١١١ ) .
كلمهء انفاق براى كلمه « نفق » و « أنفق » در لغت چند معنى ذكر شده است كه مى توان گفت جامع و قدر مشترك همه آن معانى ، صرف كردن و مستهلك نمودن مال است . ابن منظور مى گويد :
نَفَقَ مَالُه وَدِرهَمُه وَطَعامُه نَفَقاً وَنَفاقاً وَنَفَقَ ، نَقَصَ وَقَلَّ ، وَقِيلَ فَنِىَ وَذَهَب [١] ( يعنى مال او ، يا درهم يا طعامش ناقص و اندك شد . برخى
[١] لسان العرب « ماده نفق »