رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥
سؤال - اگر صنفى را مورد طنز قرار بدهند ، فرض بفرماييد صنف بازارى ، پزشكى ، ادارى ، اين به نظر شما چطور است ؟ آيا باز حرام است يا چون فرد معيّنى مورد طنز نيست ، حلال است ؟
پاسخ - پاسخ اين سؤال در بالا مطرح شد . در اينجا به يك مطلب ديگر اشاره مى كنيم : گاهى از امثال عناوين فوق به جهت سابقهء ذهنى شنوندگان طنز يا غيبت به طور معمولى « بعض » استنباط مى شود ، يعنى جامعه به جهت سابقهء ذهنى تخصيص به بعض را كه در ذهن خود دارد منظور مى نمايد . مثلا هنگامى كه ربا خوارى را به رخ بازارىها مى كشد خود بازارىها و ديگران مى دانند كه همه ربا خوار نيستند و به اصطلاح ضمير مرجع خودش را پيدا مى كند يعنى با علم شنونده به تخصيص ، ربا خوارى را كه توسط چند بازارى صورت مى گيرد مورد طنز قرار مى دهد كه در اين حال اشكالى ندارد .
سؤال - حضرت عالى اشاره فرموديد : اين مبنا را قبول ندارم كه طنز فى نفسه مانعى ندارد تا مشمول « اصالة الإباحة » شود و فرموديد كه طنز مقتضى قبح و از محرمات است اگر چه حرمت ذاتى ندارد و قابل تغيير به جهت عوارض ديگر مى باشد .
حضرت عالى اين مبنايى كه فرموديد ( به اعتبار اقتضاء ) به چه دليل طنز را از اين مقوله مى دانيد ؟
پاسخ - افعال بر سه قسماند ، گروه يكم افعالى هستند كه حسن و قبح آنها ذاتى است مثل عدل و ظلم ، شرك و توحيد . توحيد حسنش واقعا ذاتى است - هيچ وقت عوض نمى شود - شرك هم قبحش ذاتى است ، عدالت و ظلم هم همين طور است . عدالت ، حسنش ذاتى است اگر جايى ديديم كه چيزى مصداق عدل بود ولى نمايش