رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤
را به طنز مى گذاريم و صنف پزشكان را اين طور معرفى مى كنيم كه وظايف خود را خوب انجام نمى دهند و در قضاوت و معالجه مريض سريع عمل مى كنند و اخلاق پزشكى را زير پا مى گذارند . در اين زمينه آيا طنز حرام است ؟ !
پاسخ - در اين موارد فرق است بين اين كه شخص معيّنى را در نظر بگيريم يا گروه معيّن يا يك شهر معيّن را ، مثلا به اصفهانىها ، آذرىها ، خراسانىها به طور عام هم چنين بقالها ، خياطها ، معلمان ، بازرگانان ، پزشكان و غيره طنز بگوييم قطعا حرام است زيرا شامل مردم متديّن و پاك آن صنف نيز مى گردد به ملاك همان حكم حرمت غيبت عموم اصناف و افراد يك قوم كه بدون اختلاف و ترديد حرام است . در طنز هم قبح اقتضايى است نه ذاتى يعنى طنز مقتضى قبح است نه ذاتى آن ، بر خلاف قبح ظلم كه ذاتى آن است و لذا با وجود مصالح ثانوى بر طرف مى شود مثل صدق و كذب ، حسن صدق و قبح كذب ذاتى نيست چون صدق و كذب علت تامّه حسن و قبح نيستند . بلكه مقتضى حسن و قبحاند ، به همين دليل گاهى دروغ نيكوست و راست گويى زشت مثل اصلاح ذات البين . براى اصلاح ذات البين كه شما مى دانيد اگر اين دروغ را نگوييد دو يا چند نفر همديگر را خواهند كشت ، اين دروغ واجب مى شود . بلكه حسن و قبح در صدق و كذب مثل عدل و ظلم نيست ، طنز هم همين طور است .
در صنف پزشكى كه شما مثال زديد ، يك وقت شخص را به طور رمز و طريقيت قرار مى دهند به طورى كه حتى اشخاص مبهم و فراوانى مورد طنز قرار مى گيرند ، اين عيبى ندارد زيرا واقعيت دارد . و نبايد طنز ، آن طور عموميت داشته باشد كه به همه پزشكان اهانت شود .