رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - حقوق بشر از ديدگاه اسلام ماده هفتم
اقوام و ملل و از نظر مذهب و علوم روانى و ديگر معارف انسانى براى هيچ كس قابل ترديد نيست . ولى اين معنى ، يعنى ركن اساسى بودن و طبيعى بودن خانواده ، مانند ساير شئون بشرى اگر مستند به هوا و هوسها و انديشههاى بىاساس و زود گذر بشرى باشد مسلم است كه در موقعيتهاى مختلف و با بروز تغييرات در پديدههاى زندگى بشرى مختلف و دگرگون خواهد شد ، چنانكه امروزه مى بينيم به جهت وجود آزادىهاى بى حد و حصرى كه با انگيزههاى سود جويى و شهوت پرستى و بىاعتنايى به اصول تكاملى انسانى و شهرت پرستى توسط عده اى از متفكر نماهاى دورانهاى اخير تبليغ شده است كه به اعتراف عده اى از صاحب نظران « اصل شكنى مى كنند كه خود را آزاديخواه قلمداد كنند و به اخذ جايزه هايى نايل گردند » ، با بدترين وجه ، انسان و انسانيت را محو كرده و آن را تا سرحد حيوانات پستى كه از انسانيت فقط اختلال وارد كردن به اصول روانى را به آن حيوانيت افزودهاند ، تنزل دادهاند .
اين انحراف شديد از قانون طبيعى الهى بود كه دوران معاصر ما را به گسستن رشتههاى پر عطوفت و سازندهء دودمان انسان كه آشيانهء خانواده ناميده مى شد ، مبتلا نمود . وقاحت و تبهكارى اين مناديان آزادى به جايى رسيد كه تاريخ بشرى با ننگ غير قابل تصور انحرافات جنسى و ديگر امور شرم آورى كه واقعا قلم از نوشتن آن شرم دارد روبرو گشت .
اين پديدهء انسان سوز چيزى نيست كه براى اثبات آن نيازى به دليل داشته باشيم .
آن چه مى خواهيم در اين مورد متذكر شويم اين است كه حقوق بشر از ديدگاه غرب به هيچ وجه نمى تواند دم از اصالت و اساسى و طبيعى بودن خانواده بزند ، زيرا تقريبا همهء مظاهر فرهنگى مغرب زمين و حتى متأسفانه آثار به ظاهر علمى و روانى كه عده اى با سوء استفاده از اصطلاحات علمى براى محو اخلاق و عظمتهاى انسانى به وجود آوردهاند ، ضد گفتار و فريادهاى آزادىخواهانهء آنان است .
٢ - حقوق بشر از ديدگاه غرب در بارهء خانواده و به طور كلى در بارهء حقوق زن بر مبناى آزادىهايى استوار شده است كه به هيچ وجه نمى توان گفت آن آزادىها امورى طبيعى و منطقى هستند . زيرا أولا : اگر آن آزادىها امور طبيعى و منطقى بودند نمى بايست نظام خانوادگى جوامع غربى و حتى آن جوامعى از مشرق زمين و مسلمانان