طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٤ - سخن اندر ظاهرترين فعلى كه آسمان راست اندر خشك و تر
عالم اثر كنند [١]، و ظاهر تر اثرى آن [٢] آفتابست، و آن ماه.
كه ماه مر [٣] ميوها را بپزد، و بافزايش خويشتن [٤] مغزها را بيفزايد، و آبهاى درياها را [٥] مدّ كند.
و ظاهرترين فعل آفتاب اين گرم كردنست،- هر چند كه وى گرم نيست،- كه گرمى جفت سبب [٦] حركت بر سواست، و حركت آفتاب حركت گرد است؛ و از جمله گوهر هاء آسمانيست، و گوهر آسمانى چنان كه پديد شد- بيشتر [٧] مخالف گوهر [٨] اين جاست.
و واجب نيست كه چون از آفتاب فعلى آيد آن فعل اندر وى بود [٩]، زيرا كه آفتاب چون روشنائى كند دو فعل [١٠] كند: يكى گرم كردن- و يكى بر آوردن آنچه گرم كند.
و اگر واجب بودى كه چون گرم كردى وى گرم بودى بايستى كه
[١] كند- ط- د- ن- م- ك.
[٢] از- ك- د- ط- ن.
[٣] هر- ك.
[٤] نپزد الخ- آ،- بپزد و با افزايش الخ- ق،- بپزد و بافزايش فراش الخ- ه،- بپزد و بافزايش خويش- د- ن.
[٥] دريا را- م- ك- ن.
[٦] گرمى سبب- م- ك- د- ن- ل،- گرمى بسبب- ط.
[٧] بى: «آسمانيست» تا «بيشتر»- ه.
[٨] گوهر هاء- آ- ه.
[٩] بودا- ط.
[١٠] كند و فعل- د- ن- ط.