طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٥٦ - پيدا كردن صورت اين چهار عناصر و فرق ميان وى و ميان كيفيت عرضى
و محال است كه گويند [١]: آتش زور [٢] كرد از قبل رهايش جستن [٣] سو برسو- و او را بشكافت، كه بسيار بود كه بر گرفتن [٤] جايگاه از آنجا كه نهاده بود [٥] آسانتر بود از شكستن، و دريدن؛ پس بايستى كه به زير آيدى نه كه [٦] بشكندى.
و ليكن سبب مهتر شدن جسم است- كه بهمه جهتها بگسترد، و بفشارد مر جايگاه را، تا [٧] آنجا كه ضعيفتر بود بشكافد [٨]: گاهى بسوئى و گاهى بسوى [٩] ديگر، چون باز دارنده [١٠] و ستم كارى نبود، [١١] و هم چنين اين شكلها-
[١] كه گويند كه- د.
[٢] زود- ط.
[٣] رهائى جستن- م- ك،- رهائيش جنبش- ط- د- ن.
[٤] به شكاف كه بسيار بار كه بر گرفتن- د،- بشكافت كه بسيار بار بود كه مر گرفتن- ن.
[٥] بى: بود- ط- د.
[٦] بايستى كه بزير آيذى نه- م- ك،- بايستى كه بزير آيدى نه كه- ه،- بايستى كه بزير آمدى نه كه- آ،- بايد كه بزير آمدى نه- ط- د- ن.
[٧] بكثر و بفشارد الخ- آ- ه،- بگسترد و بفشرد الخ- م- ك- ل- كب،- بگسترد و بفشارد و مر الخ- د،- بگسترد و بفشارد مر جايكاهى اما- ن.
[٨] بود بشكافدى- ه،- بود بشكند- ن- ط-،- باشد بود بشكند- د.
[٩] بى: و كاهى بسوى- ك.
[١٠] بازدارندى- ط- د- ن.
[١١] نبودى- ط- د- ن.