تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - چندان برخوردارشان كردى كه ياد تو را فراموش كردند
روش قرآن كريم بيان حكمتها به هنگام بيان چيزى است كه با آنها متناسب است، و از اين رو آيات قرآن به فراسوى حدود روند مطلب گسترش مىيابد.
بدين سان مىبينيم كه اين حكمت رسا به مناسبت گفت و گو از پيامبر ذكر مىشود تا براى ما بيان كند كه براستى، فرمانبردارى از پيامبر، و مخالفت با هواى نفس نوعى آزمايش درباره انسان است. ولى اين آيه همچنين بينادلى نافذى به ما مىبخشد كه بسيارى از رازهاى زندگى مكشوف مىسازد. پس توانگر براى فقيرى كه به انديشه دروغگويى و تقلّب و دزدى مىافتد تا مانند او شود، آزمون است، و همچنين فقير آزمونى است از توانگر، كه در برابر خدا يا به بخل و ربا خوارى يا به غرور و تكبّر آزمايش مىشود.
مردى نيازمند روزى نزد پيامبر خدا (ص) آمد، و نزديك مردى توانگر- كه پيش از او به مجلس پيامبر آمده بود- نشست. آن توانگر با جابجا كردن دامان جامه خود به شكلى كه تحقير نسبت به فقير را نشان مىداد خود را كج كرد و از او كناره گرفت. پيامبر بدو نگريست و گفت: ترسيدى كه توانگرى تو به او يا نيازمندى او به تو منتقل شود؟ آن توانگر برخاست و دانست كار بدى كرده است و گفت: اى پيامبر خدا، خطا كردم ... خطا كردم، آن گاه روى بدان فقير كرد و گفت: نيمى از مالم را به تو مىبخشم، فقير گفت: آيا مىخواهى من نيز توانگر شوم و همان رفتارى كه تو كردى بكنم؟ و بر نيازمندان بزرگى بفروشم؟ مالت را براى خود نگهدار كه من آن توانگرى را كه نتيجهاش چنين باشد نمىخواهم.
/ ٤١٥ حكمت تفاوت و برترى مردم اين است. آزمودن آنها به وسيله يكديگر براى شناختن ميزان پايدارى و استوارى آنان در برابر فريبندگيهاى دنيا.
«وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً- و پروردگار تو بيناست.» اقدامات مردم بر آنان حساب مىكند، و رفتارشان را نسبت به يكديگر رصد مىكند و به دقّت مىنگرد، و چرا چنين نباشد در حالى كه خداوند چشمكى پنهانى و آنچه را در دلها نهفته است مىداند؟