تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - شرح آيات
فحشا است و گر چه آن را به زبانش انكار كند يا به اكراه خود از آن تظاهر نمايد، اگر به ژرفى بدو بنگرى مىبينى كه وى با سخن خود واقعيت خويش را بيان مىكند نه حقيقت ديگران را، و به نظر مىرسد كه تعبير قرآنى «يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ- دوست دارند تهمت زنا شايع شود» دلالت بر گرايش روانى اين گروه به اشاعه و انتشار فحشا دارد، كه يا به سبب كراهيّت اجتماع نسبت بدان، يا كراهيّت گروه متّهم از آن و يا از آن رو كه اينان خود عملا مرتكب فحشا مىشوند، مىخواهند آن را ميان تمام مردم منتشر كنند تا خود از سرزنش مردم و عذاب و جدان آسوده شوند.
بر انسان واجب است كه در برابر چنين تمايلى در نفس خود مقاومت كند و به انگيزه اين گرايش شيطانى در نقل تهمتهايى چنان عامل دست نشود.
سپس قرآن گفتار راستين خود را بدين سان پايان مىدهد كه خدا به حقايق آگاه است.
/ ٢٨٢ «وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ- خدا مىداند و شما نمىدانيد.» شما طبيعت مردم، و انگيزههايى را كه آنها را به جعل بهتانهايى بر ضد اين و آن بر مىانگيزد نمىشناسيد، پس روا نيست كه به هر كسى اعتماد كنيد و سخنش را باور نماييد، بلكه بر شما واجب است كه هر سخنى را در صورتى كه از لوث علاقه به انتشار فحشا پاك و برى باشد، تحقيق كنيد و مطلب بر شما ثابت شده باشد.
[٢٠] «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ- چه مىشد اگر فضل و رحمتى كه خدا به شما ارزانى داشته است نمىبود؟ ...» اين كه براى شما پيامبرى فرستاده و فرصت هدايت را به نحوى فراوان به شما داده- اگر اين فضل الهى نمىبود- هرگز يك تن از شما پاكيزه نمىماند، يعنى از ورطه اتهام ناروا و بهتان زنى ديگران رهايى نمىداشت.
پيداست كه مراد از «فضل» همان هدايت (قرآن و رسالت) است و مراد از «رحمت» نعمتهاى مادى (امنيّت و سلامت و هر آن چيزى است كه انسان را از