تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٩ - حدود شرعى حجاب
به وسيله پيكر زنان است.
«وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ- هر كس كه آنان را به زنا وادارد، خدا براى آن كنيزان كه به اكراه بدان كار وادار گشتهاند آمرزنده و مهربان است.» جامعه فاسد، و اقتصاد منحرف، و در نتيجه فقر گزنده، عواملى بودند كه زنانى را كه به فطرت شريف بودند وادار مىكردند كه به انحراف پناه جويند و زنا كارى را پيشه خود سازند، از اين رو خداوند توبه آنها را در اين خصوص مىپذيرد. در حديث در تفسير اين آيه كريم آمده است
«اعراب و قريش كنيزان را مىخريدند، و باجى سنگين بر آنها مىنهادند/ ٣٠٩ و مىگفتند: برويد، و زنا كنيد و مال فراهم كنيد و بياوريد، از اين رو خداى عزّ و جلّ آنان را از اين كار نهى كرد» [٢٤].
شايد اين آيه نيز اشاره مىكند به ضرورت رفع موانع اجتماعى كه دختران را به اكراه به زنا وامىدارد، مانند افزونى مهرها، و وضع شروط سنگينى براى زناشويى- كه خداوند آنها را مقرر نكرده است- و اسلام با قدرت با اين موانع رويارويى مىكند. در سيرت (پيامبر اكرم) آمده است كه: پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- ضباعه دختر زبير بن عبد المطلب را به مقداد بن اسود به زنى داد، تا هزينه زناشويى كاسته شود و مردم به پيامبر تأسّى كنند و بدانند كه گراميترين آنان نزد خدا پرهيزگارترين ايشان است» [٢٥].
اسلام بر مساعدت در كار زناشويى براى تسهيل صورت گرفتن اين برنامه اساسى تمدّن تشويق و تشجيع كرده است. در حديث منقول از امام باقر- عليه السّلام- آمده است
«در روز قيامت، كه هيچ سايهاى جز سايه عرش وجود ندارد، سه كس در
[٢٤] - همان مأخذ، ص ٦٠٢.
[٢٥] - همان مأخذ، ص ٥٩٧.