تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٧ - شرح آيات
عرضه كنند و خود را ملزم به حقايق موجود در قرآن سازند و بدانند كه خدا دنيا را به عنوان خانه امتحان آفريده نه خانه پاداش تا عذاب كافران را به شتاب و ثواب مؤمنان را به سرعت برساند! و ديگر آن كه هدايت اكراهى بر مردم نيست و براستى خدا جنگ را بر مؤمنان به حكمتى فرض و واجب ساخته است گرچه بعضى از آنان آن را خوش ندارند.
همچنين در احاديث آمده است اضافه حكمت و نه محدّث كه شايد دلالت بر اين باشد كه عالمان ربّانى نيز به نوبه خود از تلقينات شيطان به دورند و به روح ايمان تأييد مىشوند.
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ- ما پيش از تو هيچ پيامبر يا نبيّى را نفرستاديم مگر آن كه چون به خواندن آيات مشغول شد شيطان در آرزوى او چيزى افكند ...» به نظر معنى اين آيه چنين است كه نبىّ و پيامبر و امام سخنگوى تقريبا به تمنّا و آرزومندى نزديك مىشوند ولى تمنّا نمىكنند، بنا به گفته خداى سبحان كه
«فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ- و خدا آنچه را كه شيطان افكنده بود نسخ كرد ...»/ ٩٧ در دل پيامبر از جهت مقام ضعيف بشرى او در صورتى كه تأييد و يارى خداوند نباشد.
«ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ- سپس خدا آيات خود را استوارى بخشيد ...» با عصمت و عامل باز دارندهاى كه پيامبر را چنان مىسازد كه از روى هوا و ميل خود سخن نگويد بلكه مطلبى است كه به او وحى مىشود.
«وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ- و خدا دانا و حكيم است.» پس او از لحاظ آگاهى بر قلب بشرى، و افكندههاى شيطان در آن احاطه و آگاهى كامل دارد و خود آنها را از ضمير و ذهن تأييد شدگانى چون نبىّ و رسول و