تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٨ - هدفهاى حركت اسلامى
قبايل عرب غير اهل مكّه وجود نمىداشت. زيرا كسانى كه به اينان ظلم كرده بودند غير از آنها بودند، و اگر تنها بدين سبب كه اهل مكّه بنا حق مهاجران را از خانه و اموال خود بيرون كرده و دور راندهاند به مهاجران اجازه جنگ با اين ظالمان داده مىشد آن گاه اين آيه فرضش نسبت به كسانى كه بعد از ايشان مىآمدند منتفى مىشد زيرا از آن ظالمان و مظلومان مشمول آيه كسى در جهان باقى نمانده بود و فرضش از مردم نسلهاى بعد كه حتى يك تن از آن ظالمان و مظلومان نخستين در ميانشان نبود برداشته مىشد. پس نه چنان است كه تو پنداشتى و نه بدان گونه كه ياد كردى بلكه مهاجران از دو جهت ستم كشيدند يكى ظلم اهل مكه به ايشان با اخراج آنان از خانهها و اموالشان كه اينان به نوبه خود با اجازه خدا با آنها جنگيدند، و ديگرى ظلم خسرو و قيصر و جز آنها از قبايل عرب و غير عرب بر اموالى كه در دست اينان بود/ ٧٨ و مؤمنان به داشتن آن اموال سزاوارتر از آن غاصبان بودند، بنا بر اين با اجازه خداى تعالى در اين مورد نيز با آنها جنگيدند [٢٥].
به دليل اين آيه مؤمنان هر زمان مىجنگند و در واقع خدا به مؤمنانى كه بدانچه ذات متعالش توصيف كرده از شرايطى كه خدا در ايمان و جهاد بر مؤمنان شرط نموده اجازه داده است و هر كس بدان شرايط آراسته باشد و قيام و اقدام كند مؤمن است، و همو مظلوم است و بدين معنى مجاز و مأذون به جهاد است، و هر كه بر خلاف اين باشد ظالم است و از مظلومان نيست و اجازه جنگ و نهى از منكر و امر به معروف ندارد زيرا شايسته اين امور نيست و همچنين اجازه ندارد مردم را به خداى تعالى فرا خواند زيرا مثل آن ديگرى جهاد نمىكند كه بدو امر شده مردم را به خدا فرا خواند و نيز مجاهدى نيست از آن گونه كه خدا به مؤمنان امر به جهاد در راه خود داده است، بلكه جهاد بر ضدّ او و جلوگيرى او را از آن فرمان داده. و نيز از
[٢٥] - مجلسى (ره) گويد: حاصل جواب كه ما پيش از اين گفتهايم اين است كه آنچه در دست مشركان بود از اموال مسلمانان بود، پس تمام مسلمانان از اين جهت مظلوم بودند و مهاجران از اين جهت بعلاوه از جهت اخراجشان بويژه از مكّه.