تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٨ - شرح آيات
آنها ايمان نياوردند، پس خداوند چاهشان را ويران كرد و آنها و چارپايانشان را از ميان برد.
از حديثى مفصّل كه امام رضا (ع) از كسى كه از جدّش امام على (ع) درباره اصحاب رسّ پرسيده نقل كرده است، و ما در اينجا آن را مختصر مىكنيم، بر مىآيد كه
اصحاب رسّ دوازده درخت صنوبر را مىپرستند كه به نام ماههاى سال نامگذارى كرده بودند مىپرستيدند (اين نامها همان نامهاى فارسى متداول براى ماههاست) و معتقد بودند كه نوح (ع) آن درختها را كاشته است. آنها آب رودى را كه داشتند بر خود حرام كرده و آن را مخصوص آن درختها كه به اعتقاد آنان مقدّس بودند، ساخته بودند.
خداوند پيامبرى از بنى اسراييل از فرزندان يهودا پسر يعقوب را به نزد آنان فرستاد، و او آنان را به يكتاپرستى دعوت كرد ولى آنها ردّ كردند، و آن پيامبر از پروردگار خود خواست تا معبود آنان را نابود كند، از اين رو بزرگترين درخت خشكيد، و آنان پنداشتند كه به سبب دعوت آن پيامبر درخت مذكور بر آنان خشم گرفته است، و گفتند: بگذاريد پيامبر خود را زنده به زير آن درخت در خاك كنيم، شايد آن درخت كه معبود ماست خرسند شود. پس در ميان آن رود گودالى كندند و پيامبرشان را در آن افكندند، و سنگى بزرگ بر آن گودال نهادند، آن گاه خداى متعال بر آنان خشم گرفت و همه را به عذابى شديد گرفتار ساخت، بدين سان كه بادى توفنده و بسيار سرخ رنگ بر آنان تاخت، و سپس زمين در زير قدمشان تبديل به سنگ گوگرد و افروخته شد، و ابرى سياه همچون گنبدى بر سر آنان درآمد كه سنگريزههاى گدازان بر آنها مىافكند و در نتيجه پيكرهايشان همچون سرب گداخته ذوب شد. [٢٦] حديثى ديگر بيان مىكند كه از كارهاى زشت آنها عمل طبق زنى بوده كه
[٢٦] - بنگريد به تفسير نور الثقلين، ج ٤، ص ١٦- ١٩.