تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥١ - شرح آيات
است خدا. شايد اين آيه همسانى ميان آفتاب طبيعت و آفتاب وحى را مىرساند، و اين كه آن كس كه آفتاب را دليل سايه ساخت رسالت را وحى كرد تا رهنمايى و نورى باشد.
[٤٦] «ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً- سپس برگرفتيمش، گرفتنى اندك اندك.» در اينجا تسلّط و چيرگى مطلق خدا جلوه مىكند، و اين كه او چگونه سايه را مىگسترد و سپس به صورتى سهل و آسان، بدون رنج و زحمتى كه خدا بس برتر از اينهاست، آن را بر مىگيرد و جمع مىكند.
/ ٤٥٠ [٤٧] در فاصله يك ساعت عالم هستى لباس تيرگى شب را مىپوشد، و هر چيز در جاى خود درنگ مىكند، و نورى كه از آسمان مىآيد فرو مىخوابد، و دستههاى جانوران كه از اين سوى و آن سوى به جنبش درآمده بودند به لانههاى خود باز مىگردند، و گروههاى پرندگان به آشيانههاى خود مىآيند، و انسان به خانه خود بر مىگردد و جايى مىجويد كه در آن بياسايد، گويى از چيزى بيگانه مىهراسد. و پس از لحظههايى مىبينند انسانى كه مجموعهاى از تكاپو و فعّاليت بود، در بستر خواب خود آرام غنوده است.
شايد اين تعبير به تغييرى اشاره كند كه در انسان مؤمن حاصل مىشود، زيرا كسى كه از قرآن هدايت يافته مانند كسى است كه بامداد و روز به تمامى شناخت و جنبش و تكاپوست، در حالى كه كافر و گمراه به كسى مىماند كه در خوابى ژرف، در شبى سخت تيره خفته است، و تمام وجودش سكون از پويايى و هراس و جمود است.
در ميان اين دو حالت بر انسان واجب است كه از طريق وحى به سوى پويايى و فعّاليت حركت كند، و خداوند در اين سوره قرآن در اين باره با ما سخن مىگويد، منتهى عباراتى بر مىگزيند كه با موضوع آن از نشانههاى طبيعت سازگارتر باشد.
«وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً- اوست كه شب را پوشش شما