تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٩ - زمينه كلى سوره
او فرشتهاى را نفرستاد، و گنجى را به دامانش نيفكند، و سپس گفتند: او مردى است سحر شده.
و بدين گونه به سبب ضرب المثل زدنهاشان براى پيامبر از راه راست گم گشتند.
پس از آن كه سياق مطلب به افتراهاى آنان بدين سان پاسخ مىدهد كه پروردگار قادر است به پيامبر باغها و كاخهايى دهد كه چشم همه را بگيرد، ريشه كفر نسبت به رسالت را بيان مىكند كه عبارت است از
اوّلا: دروغ شمردن روز قيامت، و قرآن به آنان هشدار مىدهد كه دوزخ با جوش و خروش خود آنها را از دور فرا مىخواند، و چون دست بسته بدان درافتند فريادكنان مرگ خود را مىخواهند، آن گاه اين وضع را با باغهاى بهشت كه به پرهيزگاران وعده داده شده است مقايسه مىكند.
ثانيا: اعتماد آنها به شريكانى كه براى خدا تراشيدهاند، آنجا كه پروردگار به ما يادآور مىشود كه در آن روز كه اين افراد در برابر دادگاه قرار گيرند و از كسانى كه آنها را مىپرستيدهاند اظهار نفرت و بيزارى كنند، آن شريكان بر ساخته هيچ سودى به آنان نمىرسانند.
ثالثا: همانا از سببهاى كفر نسبت به رسالت فراموش كردن ياد خدا به سبب درازى عمر و استمرار نعمتهاست كه همين فراموشى موجب هلاك آنهاست.
آن گاه قرآن به ردّ شبهههايى كه گذشت، يكى پس از ديگرى مىپردازد
اوّلا: گفتند: چرا پيامبر ما خوراك مىخورد و در بازارها مىگردد؟
پروردگار گويد: همانا پيامبران پيشين نيز خوراك مىخوردند و در بازارها مىگشتند، و نياز مردم به يكديگر سنّتى است الهى كه در ميانشان نهاده تا آن كس كه بردبارى مىكند شناخته شود، و او خود بر آنان بيناست (٢٠).
ثانيا: گفتند: چرا فرشتهاى بيم دهنده را همراه او نفرستاد، پروردگار ما گويد: اين گفتار و توقّع بزرگى طلبى و گردن افرازى است./ ٣٨٠ مگر نمىدانند كه اگر فرشته نازل مىگشت و پرده از ميان برداشته مىشد، جزاى آنها لازم مىآمد، و آن