تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - زمينه كلى سوره
روز براى آنها مژدهاى نبود، كردارهايشان فاش مىشد و سودى به آنها نمىرساند.
روند مطلب به بيان هول و هراسهاى قيامت ادامه مىدهد كه شايد اينان كه آن را تكذيب كردهاند، يادآورى شوند.
ثالثا: از سببهاى كفر به وحى، دوستان بد هستند، آنجا كه ستمگر- در آن هنگامه هنگام- دستهاى خود را به دندان مىگزد، و بر خود شيون مىكند كه چرا دوستانى بد گرفت كه او را از ياد خدا باز داشتند.
رابعا: پيامبر روز قيامت از دست قومش كه قرآن را مهجور و متروك نهادهاند به پروردگار شكايت مىكند.
خامسا: و گفتند: چرا قرآن در يك لحظه و با هم فرود نيامد؟ و روند آيات پاسخ مىدهد كه حكمت آن استوار ساختن دلها، و مقاومت در برابر مثالهاى باطل آنها با حقّ آشكار كننده است.
روند آيات از مثالهاى رسالت الهى بحث مىكند، بدانگاه كه خدا موسى را به رسولى نزد فرعون فرستاد، چنان كه نوح را نزد قومش فرستاد، و پيامبرانى نزد قوم عاد و ثمود و اصحاب رسّ (احتمالا مردم پيرامون چاهى در انطاكيه يا رود ارس) فرستاد. سرانجام كسانى كه آن رسالت را تكذيب كردند چه بود؟ در واقع سرنوشت قريهاى كه بر آن باران عذاب باريد مثلى است براى سرانجام اين تكذيب كنندگان. آيا اينان از آنان عبرت نمىگيرند و دست از تكذيبشان نمىكشند؟! سادسا: پيامبر را به مسخره مىگيرند، ولى خود از دامنه تأثير او در ميان خويش آگاهند، و واقعيّت اين است كه: هدايت از جانب خداست و پيامبر وكيل و ضامن آنان نيست، و در صورتى كه آنها خواهشها و هواهاى خود را به عنوان خدايان خويش بگيرند خداوند آنها را هدايت نمىكند، و قرآن بيان مىكند كه خداست آن كه خورشيد را دليل سايه قرار داد، و سرزمينهاى مرده و خشك را زنده و شاداب كرد، و امثالى بياورد، و او راهنما و يادآورى كننده است، امّا بيشتر مردم ناسپاسند.
خداى سبحان مالك و مقتدر است، و به پيامبر فرمان داده است كه با آنها