تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٨ - شرح آيات
آورده كه به درجه ژرفترين يقين مىرسد.
به طبع او جز بازتابى از نور خورشيد را بر چيزها نمىبيند.
/ ٤٤٧ و از خورشيد چه چيزى را مىبيند؟
مگر نه اين كه تنها نورش را بدون جرم آن مىبيند؟
همچنين است نسبت به ماه و ديگر ستارگان و چيزها.
بعضى از ستارگان، تا آن جا كه دانش در مىيابد، مدتها پيش جرمشان متلاشى شده و ما جز نورى از آنها نمىبينيم كه پيش از يك مليون سال از آنها برخاسته تا مثلا امروز به ما برسد، پس ما نمىتوانيم از نابودى آن ستاره به تأكيد آگاه شويم مگر پس از يك ميليون سال.
ما از سيبى كه در دست خود داريم جز نورى كه برانگيخته از يك منبع نورى است و بر آن بازتافته چه مىبينيم؟
حتى در مورد جرم سيب جز اجزاء محيط بر آن را نمىبينيم، و سنگينى عارضى است ظاهر كه بر جسم محيط است نه خود جسم.
همچنين است حقيقت عالم غيب، انسان بدان نمىرسد مگر از طريق پديدهها و شواهد پيوسته بدان و دلالت كننده بر آن، پس غيب شبيه است به امواج اتر كه جز بر صفحه تلويزيون ديده نمىشود، و موجهاى بىسيم كه بدون دستگاه گيرنده راديو و دستگاههاى مشابه آن گرفته و شنيده نمىشود.
و آيا حقيقتى وجود دارد كه بهتر از آن كه ممكن است انسان پروردگارش را ببيند، ديده شود؟
وقتى شواهد است كه ما را بر آن مىدارد كه به هر چيزى ايمان و اعتقاد بيابيم، نه احاطه بر آن چيز، و در صورتى كه قضيّه در مورد ديگر چيزها، چون زمين و آسمان و آنچه در آنهاست چنين است، آيا چيزى از اين نشانهها و شواهد و در نتيجه ظهور و روشنى را چنان روشنى و ظهورى هست كه خداى سبحانه و تعالى راست؟! پس چرا رواست كه بگوييم خورشيد را ديديم و به ماه نگريستيم ... و الى