تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٣ - مقياس غلط
دنيا اكتفاء كردند، پاداشى جز آتش سوزان ندارند.
ات قرآن بيماريهاى نفسانى را كه دل را مبتلا مىسازد و مانع از بصيرت و بينا دلى مىشود، درمان مىكند. آيا كسى را كه در گرداب غرق و امواج بر او انبوه شدهاند ديدهاى؟ آيا او مىتواند خود را ثابت نگهدارد، يا بر خود تسلّطى داشته باشد؟ همچنين است كسى كه امواج شهوت او را بدين سوى و آن سوى پرتاب مىكنند، تند بادهاى/ ٤٠٢ دشمنى و غيظ بر او مىتازند.
پس براى آن كه چنين دلى كه در دست شهوت و خشم زير و زبر مىشود بتواند با تجرّد از هدفهاى شخصى بينديشد و از نور خردى كه در نهادش به وديعه نهادهاند پرتو گيرد و به سرشتى كه بر آن آفريده شده باز گردد، ناگزير بايد موج شكن و لنگرگاهى داشته باشد كه كشتى وجودش را از تلاطم امواج حفظ كند، و ناچار بايد نيرويى داشته باشد كه آن را از دگرگونيها و زير و زبر شدنها نگاه دارد.
و ايمان به قيامت، درست همان لنگرگاه و عينا همان قوّه و نيروست.
براستى ايمان به قيامت به نفس موضع استقرارى مىبخشد كه از آن پايگاه به سوى ارزيابى ديگر چيزها حركت مىكند و بيگمان بدو نيرويى مىبخشد كه از امواج شهوت و گروه گرايى فراتر رود. امّا چگونه؟
بگذاريد مثالى بزنيم: كسى كه جز يك دينار ندارد و از دزديده شدن آن مىترسد، تمام انديشهاش متوجّه آن دينار خود است، تا آنجا كه به تمام دنيا از دريچه همان دينار مىنگرد، اما كسى كه يك ميليون دينار ديگر دارد از آن يك دينار غافل مىماند و اگر آن را از او بدزدند آن قدر دينار دارد كه او را تسلّى بخشد.
همچنين است كسى كه به بهشت ايمان دارد، از سركوب خواهشهاى دنيوى تسلّى مىيابد، و از لحاظ روانى بر آنها غلبه مىكند و در نتيجه بر مقاومت در برابر فشارهاى آنها نيرو مىيابد.
همچنين است كسى كه از آتش دوزخ مىهراسد، پس دل او مصيبتهاى دنيوى را به بازى مىگيرد. مگر نه اين كه اين مصيبتها اگر با آتش سوزان دوزخ مقايسه شود بسيار ناچيز است؟